|
خاطره سبز |
![]() |
کلیک کنید
۱۳٩۱/٢/٢۳ زن عشق می کارد و کینه درو می کند
زن عشق می کارد و کینه درو می کند… و این رنج است... دکتر علی شریعتی
نوشته شده در ساعت ۸:٥٤ ق.ظ توسط خاطره سبز
۱۳٩۱/٢/٢ من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو
من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو؛ خیلی خیلی کوچولو. مادربزرگم میگوید: قلب آدم نباید خالی بماند. اگر خالی بماند،مثل گلدان خالی زشت است و آدم را اذیت میکند. خب راست میگویم دیگر . نه؟ اما... اما وقتی به قلبم نگاه کردم، دیدم، با این که مادر خوبم توی قلبم جا گرفته، خیلی هم راحت است، باز هم نصف قلبم خالی مانده... فورا تصمیم گرفتم آن گوشهی خالی قلبم را بدهم به چند نفر؛ چند نفر که خیلی دوستشان داشتم؛ و این کار را هم کردم: دیدم که همه این آدمها، درست توی نصف قلبم جا گرفتهاند؛ درست نصف ـ با اینکه خیلی راحت هم ولو شده بودند و میگفتند و میخندیدند. و هیچ گلهیی هم از تنگی جا نداشتند.... نادر ابراهیمی
نوشته شده در ساعت ٩:٠٦ ق.ظ توسط خاطره سبز
۱۳٩٠/۱٢/۱۱ تقدیم به تو که دستهای کوچکت تمام دنیای من شده ...
در آن زمان که در دستان خدا آرمیده بودی... من، بی قرار منتظر آمدنت بودم گاه دلم هوای آمدنت را می کرد. و گاه دلم می خواست تا ابد تو را درونم نگه دارم تا مبادا گزندی به تو رسد. و تو که انگار دل نمی کندی ازنوازش فرشتگان بی خبر بودی از دلتنگی های مادر ..... و آسمان ، زمین ، طنین آواز تو بود برای من که گویی، گوش هایم جزطپش قلب تو را نمی شنید. و من که همیشه تو را کم داشتم از داشته هایم، وجود نازنینت را از خداوند هدیه گرفتم و چشمهای درشت سیاهی را دیدم که عمق نگاهم را می کاوید و من همیشه دلشوره دارم از اینکه شاید آنچه می پنداشتم و آنچه تو دوست داری نباشم. نفس هایت که به گونه هایم ساییده می شود ونرمی تنت را که با صورتم حس می کنم انگار آرامش بهشت را به تن خسته ام می فرستی و آن زمان است که مفهوم "بهشت زیر پای مادران است" را با گوشت و پوستم تجربه می کنم. دستهای سفید کوچک تو که می چرخد و میان دستهایم پنهان می شود تمام دنیای من شده ... و خنده ها و گریه هایت، که ریش می شوم و عاشق دلتنگ که می شوم... انگار صدای توتنها نوازشی ست که مرا از خود و تنهایی هایم می رهاند و وقتی با زبان کودکانه به من می گویی "دوستت دارم " گویی تمامی دنیا را در دستان من می نهی چه لذت بی انتهایی..... تو فرشته ای یا نه..نمی دانم...اما همین مرا بس که چشمهای خداوند میان دستهای من و تو پیداست آرام جان من... اگر روزی نبودم یا آزردمت... فراموش مکن که انگشتهایت را به لبهای فرشته ها پیوند زده ام و به یاد داشته باش که در وسعت کنار باغچه کوچک بهشتی ات ... جایی برای من بگذاری. همیشه دوستت دارم
نوشته شده در ساعت ۸:٠٠ ق.ظ توسط خاطره سبز
۱۳٩٠/۱۱/٩ پازل
چه تلخ است که با دستان بی رمق ار احساس بخواهی تکه های غرور شکسته ات را کنار هم بگذاری در حالیکه بعضی از تکه ها را هیچ وقت پیدا نخواهی کرد.
نوشته شده در ساعت ۱٢:۳٢ ب.ظ توسط خاطره سبز
۱۳۸٩/۱٢/۱۱ امروز تولد تو است.
ای لطیف ترین سرود طبیعت،و ای رنگین کمان شادکامی با گل بوسه های شرینیت عطش من را فرو می نشانی، افسردگی هایم را دور می سازی وچشمان مشتاقم را به نوازش و تحسین می خوانی. با کلام شیرینت روی قلب من طرح عشق ترسیم می کنی وبا خوش آهنگ ترین الحان عطر خوشبوترین گلها را می پراکنی . چگونه خدا را برای چنین بخشش رنگینی شکر گویم؟ ای ظرافت تپش قلب چکاوک، تو را بر رفیع ترین قله ی احساسم قرار داده ام و با تمام وجود فریاد بر می آورم که شکوه وغرور استوار تمامی کوهساران و روشن ترین فرداها همواره با تو باد. تولدت مبارک.
نوشته شده در ساعت ۱٢:٠٠ ب.ظ توسط خاطره سبز
۱۳۸٩/۱/۱٤ آرزوهای بهاری
اول از همه برایت آرزومندم که... اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد و اگر اینگونه نیست، تنهاییات کوتاه باشد و پس از تنهاییات، نفرت از کسی نیابی آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی. برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی از جمله دوستان بد و ناپایدار برخی نادوست، و برخی دوستدار که دستکم یکی در میانشان بیتردید مورد اعتمادت باشد. و چون زندگی بدینگونه است برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی نه کم و نه زیاد، درست به اندازه تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد تا که زیاده به خودت غره نشوی. و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی نه خیلی غیرضروری تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه دارد. همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند چون این کارِ سادهای است بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبرانناپذیر میکنند و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران نمونه شوی. و امیدوارم اگر جوان هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیدهای، به جواننمایی اصرار نورزی و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی به پرندهای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهیاش را سر میدهد چرا که به این طریق احساس زیبایی خواهی یافت، به رایگان. امیدوارم که دانهای هم بر خاک بفِشانی هرچند خُرد بوده باشد و با روییدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد. بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی: «این مالِ من است» فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است! و در پایان، اگر مرد باشی آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید. اگر همهی اینها که گفتم فراهم شد دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم... "ویکتور هوگو"
نوشته شده در ساعت ۸:٢۸ ق.ظ توسط خاطره سبز
۱۳۸۸/۱٢/۱٥ قانون کامیون حمل زباله
یکی از نیک ترین رسوم ما ایرانیان در شروع بهار و سال نو، خانه تکانی است.تکاندن گرد و غبار از همه چیز حتی خاطرات . مطلب زیر یکی از مواردی است که پس از زدودن گرد و غبار از اوراق قدیمی بیرون آمده است که این روزها آینه تمام نمای رفتار برخی از آدمهاست. ((قانون کامیون حمل زباله)) بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از آشغال، ناکامی، خشم، ناامیدی، حقارت و ... در اطراف می گردند. وقتی آشغال در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات این آشغال ها به اشکال مختلف (گاهی با نمایش زور بازو ، گاه به شکل الفاظ رکیک و تهدید و...) روی شما خالی می کنند. به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر و سلامت روان بکنید، و بروید. آشغال های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگری در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها. حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های آشغال روزشان را بگیرند و خراب کنند. زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف از خواب برخیزید، از این رو..... ((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند را دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.)) زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.
نوشته شده در ساعت ۱:٠٠ ب.ظ توسط خاطره سبز
۱۳۸۸/۱٢/۱۱ سلام بهونه قشنگ من برای زندگی ...
روز میلاد تو بود
نوشته شده در ساعت ۱۱:٠٠ ق.ظ توسط خاطره سبز
۱۳۸۸/۱۱/٢۸
پرواز من به بال و پر توست، زینهار مشکن مرا! که می شکنی بال خویش را...
نوشته شده در ساعت ۱٠:۱٤ ق.ظ توسط خاطره سبز
۱۳۸۸/٩/۱٧
آسمان موج می زند زیر پلک های خسته من و نسیم با سر انگشت به تنهایی من می کوبد .....
نوشته شده در ساعت ۱٢:۳٢ ب.ظ توسط خاطره سبز
|
